I love my country -IRAN
چرا فلانی با این همه مال و املاک، دل شادی ندارد؟ چرا نمیتواند به خوشی زندگی کند؟ چرا زندگیاش بدون تنوع است؟ و… اینها سوالاتی است که بارها از خودمان پرسیدهایم؛ اما بیایید یک بار هم این سؤال را درباره خودمان مطرح کنیم؟ چرا خودمان آنطور که باید، شاد نیستیم؟ چرا در بسیاری از شرایط زندگی نمیتوانیم لذت ببریم؟
خب جواب همه سوالهای بالا، از چرایی شاد نبودن ما و آن فرد ثروتمند و اصلاً فلان شخصی که وضع مالی مناسبی هم ندارد، در تکنیک های شاد زیستن خلاصه میشود! در این مقاله به شما بیان میدهم که چطور میتوانیم به کمک راهکارهای ساده، زندگی شادتر و لذت بخشتری داشته باشیم:
خب اول از همه بگذارید یک نکته بسیار مهم در مورد شادی را به شما بگویم: طبق تحقیقات دانشمندان، 80 درصد حس خوب یا همان شادی در ذهن انسان شکل میگیرد و 20 درصدش نسبت به شرایط تعیین میشود. این یعنی ممکن است 2 نفر در یک شرایط قرار گرفته باشند، اما یکی از آنها به شدت لذت ببرد و دیگری احساس نارضایتی کند.
در ادامه و با مطالعه تکنیک های شاد زیستن بهتر متوجه این مبحث میشویم:
این محور خیلی مهمی است که شاد زیستن خودتان را به چیزی گره نزنید. خیلی از آدمها برای داشتن یک زندگی شاد، نیاز به وجود عوامل بیرونی زیادی دارند و در اصل این عوامل را خودشان تعیین کردهاند. یک نفر خوشحال بودنش را به ماشین مدل بالا گره زده، نفر دیگر به سفارش خانه چند صد متری، آن یکی به بودن در فلان شرایط آب و هوایی و حتی یک نفر هم فکر میکند با وجود فلان انسان در زندگیاش، میتواند شاد باشد.
با توجه به اینکه 80 درصد از حس شادی بنابر احساسات درونی ما است و نه شرایط بیرونی، ما نباید آن را به مسائل بیرون از زندگی خودمان گره بزنیم. ما باید سعی کنیم در هر لحظه، از قسمت مثبت زندگی خودمان لذت ببریم.
پروفسور سانتوس توصیههایی برای شما دارد:
شش راه برای بیشتر شدن رضایت از زندگی از پروفسور سانتوس
خب راستش سرتیتر اصلی مربوط به این بخش از متن، این است که بخشنده باشید! اما با توجه به اینکه احتمال میدادم خیلی از مخاطبان بعد از مطالعه سرتیتر، از آن بگذرند و نخوانندش، ترجیح دادم متنش را عوض کنم.
یک نکته در روابط ما آدمها واضح است: زمانی که کسی رفتار بدی نسبت به ما دارد و در مقابل، ما هم رفتار بدی به او نشان میدهیم و اصطلاحاً حقش را کف دستش میگذاریم، احساس قدرت میکنیم. شاید هم بتوان اسمش را همان کِیف کردن گذاشت؛ اما بیایید کمی به این احساس دقیقتر نگاه کنیم:
زمانی که به خواسته خود که همان تلافی کردن است میرسیم، یک احساس خوشی کاذب به ما دست میدهد. این احساس گاهی آنقدر جذاب است که حتی برای شریک شدنش با بقیه، برای دیگران هم محور را تعریف کرده و حس قدرت بیشتری به دست میآوریم؛ اما چند سؤال:
کمی به این حس بهتر نگاه کنید؛ این واقعاً همان احساس شاد زیستن واقعی است؟ دقت کردهاید این احساس اصلاً از ته دل ما را خوشحال نمیکند؟!
و سؤال دوم: آن زمانهایی که به فکر انتقام گرفتن بودید چه حسی داشتید؟ گاهی این زمان چند روز، ماه یا حتی سال طول میکشد. خودتان بهتر میدانید که حس انسان در این شرایط هر حسی هم که باشد، احساس خوب و شادی نیست.
بنابراین به عنوان یکی از کلیدیترین تکنیکهای شاد زیستن باید به به بخشندگی اشاره کنم. تا زمانی که بخواهید از زمین و زمان ناراحت شده و به فکر انتقام باشید، احساس خوب و لذت بخش شادی را آنطور که باید تجربه نمیکنید.
بیشتر شاد شوید!!
چگونه احساس شادی کنیم ؟ 10 روش مجانی برای همین الان!
تا الان چندبار احساس خوب بعد از کمک کردن را تجربه کردهاید؟ منظورم صرفاً کمک کردن به فقرا نیست. کمک به یک بچه چند ساله برای پایین آوردن توپش از بالای درخت و سپس مشاهده چهره خوشحالش، کمک به آن پیرزنی که در حمل بارش به مشکل خورده و شنیدن دعاهای زیرلبیاش برای شما و…
اگر کمک کردن را به یک عادت تبدیل کنید، احساس فوق العادهای از مردم دریافت خواهید کرد. احساسات خوب، مثبت و مناسبی که مثل یک باتری قوی حال دلتان را شارژ میکند؛ بنابراین از امروز با خودتان تصمیم بگیرید که برای داشتن زندگی شادتر، هر روز به اطرافیانتان و بدون چشمداشت کمک کنید.
عادت های کوچک و جالب برای زندگی روزانه
بیایید چند دقیقهای مطالعه این مقاله را متوقف کنیم و در گذشته به دنبال بدترین اتفاقات و ترسهایمان بگردیم. جستجو کنید و ببینید که کجاهای زندگی از چیزی ترس داشتید؟ و بعد دوباره مرور کنید و ببینید که آن مشکلات وحشتناک و بزرگ چطور حل شدند؟
ما همیشه از آینده خودمان ترس داریم. ذهن انسان به شکلی ساخته شده که برای کم شدن ریسک و خطرات، دائماً مواردی که ممکن است برای او خطرآفرینی کند را تجسم کرده و حتی آنها بزرگنمایی میکند. اگر قرار باشد در زمان حاضر هم به ذهن اجازه دهیم که به ترسهایمان پر و بال دهد، مطمئن باشید شاد زیستن را از دست میدهیم.
تا زمانی که ترسهای بزرگی از آینده داشته باشیم، شادی در زندگی جایی ندارد. پس در درجه اول برای بودن در لحظه و لذت بردن از آن، به ترسها و مشکلات گذشته خود و نحوه حل شدنشان فکر کنید، به این صورت متوجه میشوید که واقعاً چیزی برای نگران بودن وجود ندارد.
محور بعدی که باز هم ما را از در لحظه بودن و لذت بردن دور میکند، این است که بیش از حد به گذشته فکر کنیم. مطمئنم شما هم تعداد زیادی فامیل و دوست دارید که هرازگاهی این جملات را به زبان میآورند: اگر آن تکه زمین را سفارشه بودم… اگر آن خانه را نفروخته بودم… به محض اینکه ماشینم را فروختم و… حالا از خودمان بپرسیم:
زمانی که این شرایط در گذشته را به یاد میآورند، حالشان خوب است؟ قطعاً نه!
برچسب:
نویسنده: نگار هاشمی